عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

120

منازل السائرين ( فارسى )

باب زهد قال الله تعالى : بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . « 1 » آنچه خدا بر شما باقى گذارد بهتر است . اگر واقعا به خدا ايمان داريد . زاهد كسى است كه روى گرداننده از دنيا و بهره‌هاى دنيوى باشد . زاهدى چيست ترك بد گفتن * عاشقى چيست ترك خود گفتن « 2 » زاهد كسى است كه زهدش به كردارش بسته باشد ، و زاهدنما كسى است كه كه زهدش به زبانش بسته باشد . حافظ گويد : زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نيست * در حق ما هرچه گويد جاى هيچ اكرا نيست در طريقت هرچه پيش سالك آيد خير اوست * در صراط مستقيم اى دل كسى گمراه نيست زهد يعنى از هر چيزى كه ناپدار است دل بريدن و وابستگى و رغبت به آن نداشتن . خواجه در تعريف زهد مىگويد : الزهد هو اسقاط الرغبة عن الشىء بالكلية و هو للعامّة قربة و للمريد ضرورة و للخاصة خشية . زهد آن است كه سالك رغبت به كثرت و ميل به آن را به طور كامل ( با ترك هرگونه گرايشى به آن ) از خود ساقط كند . زهد براى عامه قرب و نزديكى به سوى خداست ؛ ( زيرا ايشان به واسطهء آن به سوى خدا تقرب مىجويند ) و براى مريد ضرورت است . ( زيرا كه او قلب خود را با خدا جمع كرده و همت و رغبت خود را يكى ساخته است و اگر نسبت به دنيا و آن‌چه در آن است زهد نورزد پراكنده دل خواهد شد و مقام جمع را از دست خواهد داد و اين براى خاصّه خشوع است . )

--> ( 1 ) . هود / 86 . ( 2 ) . از نگارنده .